محمد يار بن عرب قطغان
105
مسخر البلاد ( تاريخ شيبانيان ) ( فارسى )
نصرتنشان معلوم شاه اسماعيل گرديد ، بنابرآن فرصت غنيمت دانسته با لشكر فراوان و سپاه بىپايان كه از عراقين و فارس و كرمان و كردستان و لرستان « 1 » و آذربايجان « 2 » گرد آورده بود ، به سرعت تمام به جانب خاقان عالى مقام ايلغار نمود . و بعد از طى منازل و قطع مراحل به ولايت دامغان نزول اجلال فرمود و حاكم آن بلده احمد سلطان كه داماد محمد خان شيبانى بود ، از وصول اعدا آگاهىيافته ، عنان عزيمت به طرف اردوى عالى تافت . و همچنين خواجه ( 63 الف ) احمد قنكرات كه در استراباد حكومت مىنمود ، از هجوم اعدا مطلع گشته ، او نيز به جانب اردوى همايون شتافت . و خواجه احمد سلطان از ولايت دامغان به پايهء سرير خلافت مصير خانى رسيد ، از قرب وصول اعدا و هجوم آن فرقهء بلا انتها معروض خاقان مظفرلوا گردانيد . و محمد خان شيبانى بعد از شنودن اين خبر با بعضى از امراء صفدر ، رعايت طريقهء حزم نموده ، روى توجه به جانب مرو شاه جهان نهاد و تواچيان بهرام صولت را « 3 » به اطراف و جوانب ارسال داشته ، به اجتماع سپاه ظفرپناه فرمان داد و از آمدن پادشاه تركمان تمامى حكام و برادران را اعلام داد و موكب همايون به بلدهء مرو درآمده ، ماند . « 4 » دلاورى كه در موكب همايونش بود ، « 5 » خود را مستعد جنگ و جدال و آمادهء رزم و قتال گرداند . زيرا كه دائم الاوقات خاقان خجسته صفات فرجام ، ميل غزات در خاطر داشت ليكن امراى عظام به عرض خاقان ستوده فرجام رسانيدند كه انسب و اولى آن است تا آمدن سپاه شجاعت اتصاف ، از اطراف و اكناف [ و ] رسيدن برادران خجسته اوصاف ، به اعداء شياطين اساس مدارا و مواسا سازيم و بعد از اجتماع عساكر نصرتآيين و برادران سكندرتمكين به جنگ مخالفان دولت و دين پردازيم . زيرا كه دشمنان دين در غايت كثرت و نهايت جمعيت با يراق تمام متوجه آن « 6 » جانب گشته و در موكب همايون بعد مخصوصان درگاه ، معدود چند بيش نيست و خاقان مظفرلوا جهت خاطر امرا به ظاهر سر رضا جنبانيده ، ضمنا
--> ( 1 ) . س : طبرستان . ( 2 ) . س : آذربايجان . ( 3 ) . س : « را » ندارد ، از نسخه « ت » افزوده شد . ( 4 ) . ماند كه . ( 5 ) . س : بودند . ( 6 ) . ت : اين